آکادمی سخنوران

آموزش فن بیان و سخنوری مبحث فن بیان-فصل دوم

آموزش فن بیان و سخنوری مبحث فن بیان

5. نحوه‌ی بیان کلمات ربطی

کلمات ربطی، رابط بین کلمات و جملات می‌باشند و بر خلاف ظاهر خود که کم‌اهمیت به نظر می‌آیند از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند کلماتی مانند: «به، از، تا، که، با، و» در حقیقت بیانگر احساس و حالت گوینده‌ی سخن نسبت به کلمه و جمله‌ی قبل و یا کلمه و جمله‌ی بعد می‌باشند.

در هنگام بیان کلمات ربط یا همان حروف ربط باید به یاد داشت که نباید عادی از کنار آنها گذر نمود و باید با تمام احساس و با بیانی واضح و دقیق گفته شوند تا به زیبایی سخن بیافزایند.

6. اندازه‌ی صدا متناسب با کلام

در هنگام سخن گفتن اگر اندازه‌ی صدا به طور ثابت و یکسان در هر گامی بماند یکنواخت شده و باعث آزار مستمع و مخاطب می‌گردد.

به طور مثال اگر کسی با گام پائین شروع به صحبت نماید و اندازه‌ی صدا نیز هیچ تغییری نکند قطعاً باعث خواب‌آلودگی مخاطب و عدم ارتباط وی با کلام خواهد شد و اگر درگام بالا چنین اتفاقی بیافتد و کسی با صدای بلند به طور دائم و یکنواخت سخن بگوید قطعاً باعث آزارندگی مستمع می‌گردد.

در هنگام سخن گفتن حتماً باید فراز و فرود در صدا حاصل شود اما باید به یاد داشت که این عمل باید متناسب با آن چیزی که گفته می‌شود مطرح گردد و به طور مثال اگر کسی سخنی جدی و یا انتقادی می‌گوید باید صدا از اندازه‌ی طبیعی فراتر رود و مثلاً اگر سخنی با مضمونی عاطفی و احساسی بیان می‌گردد باید مقداری صدا پائین‌تر بیاید تا مفهوم کلام به بهترین شکل ممکن منتقل شود .

7. تأکیدات کلامی

از مهمترین موارد در بحث بیان، تأکیدات کلامی است. در هنگام سخن گفتن باید دانست که برای گفتن هر مطلبی که متشکل از چندین جمله است قطعاً یک جمله وجود دارد که از اهمیت بیشتری برخوردار می‌باشد و بار معنایی و عاطفی کلام را به دوش می‌کشد. پس باید آن جمله را با تأکید بیشتری بیان نمود.

همچنین باید این را هم در نظر گرفت که هر جمله‌ای که گفته می‌شود متشکل از چندین کلمه می‌باشد و قطعاً از میان کلمات کلمه‌ای وجود دارد که از اهمیت فراوانی نسبت به بار معنایی جمله برخوردار است پس باید با تأکید بیانی همراه باشد که با شدت بیشتری گفته شود و نیز حتی باید در نظر گرفت که هر کلمه‌ای که چندین حرف آن را تشکیل داده‌اند در آن کلمه یک حرف از میان دگر حروف وجود دارد که اهمیت بیشتری دارد و تکیه‌ی بیانی بر آن است که در هنگام گفتن آن کلمه کلمه که آن حرف باید با تأکید گفته شود.

تشخیص این نکته که تأکید بر کدام جمله و یا کدام کلمه و یا کدام حرف واقع شود با گوینده‌ی سخن بر اساس دیدگاه و منظرگاه وی در هنگام سخن گفتن است و یادمان باشد که تأکیدات کلامی گاه مفهوم جملات را نیز تغییر می‌دهند.

8. لحن

بسیاری بر این عقیده‌اند که همه‌ی فن بیان «لحن» است و هرچه در زمینه‌ی بیان و صدا مورد بحث واقع می‌شود در نهایت در خدمت لحن بیانی است. اما باید گفت که لحن مهمترین فن بیان است و نه همه‌ی آن و برخی موارد به شکل مستقل مانند مواردی که تا به اینجا گفته شد در بیان مؤثرند و کارساز که باید رعایت شوند. اما به واقع لحن چیست و دقیقاً چه می‌کند؟

شاید نتوان برای لحن تعریفی جامع و کامل ارائه نمود. اما آنچه که از همه نزدیکتر به مفهوم لحن در کلام می‌باشد و می‌تواند ماهیت آن را برملا سازد این تعریف است که «لحن، احساس گوینده‌ی سخن می‌باشد که بر کلام وی تسری پیدا می‌کند» و این دقیقاً یعنی آنکه وقتی کسی چیزی می‌گوید باید احساس او در قبال آن گفته در صدا و بیان او در هنگام گفتن شنیده شود. بسیاری از افراد فاقد این چنین توانایی و ویژگی می‌باشند و همانطور که نسبت به امری شادی و شعف دارند سخن می‌گویند که نسبت به چیزی دیگر که دچار ناراحتی و غم و تأسفی باشند. این نوع سخن گفتن هیچ ارزشی ندارد چرا که گفتن به این شکل با نگفتن آن تفاوتی ندارد و کسی که اینگونه می‌گوید گویی که اصلاً نمی‌گوید. لحن را باید بر سه امر مورد بررسی قرار داد و رعایت نمود.

—لحن بر واژه: باید به یاد داشت که کلمات و الفاظ دارای بار معنایی و عاطفی نسبت به معنایی که بر آن دلالت دارند می‌باشند و نمی‌توان همه‌ی کلمات و الفاظ را به یک شکل گفت و احساس گوینده‌ی سخن بر همه‌ی کلمات به یک گونه باشد. نمی‌توان همانطور « باران» را گفت که «سنگ» را و همانطور «عشق» را گفت که «نفرت» را که باید به یاد داشت این کلمات اگر متناسب با معنی خود گفته نشوند نمی‌توانند تأثیر لازم را با خود همراه داشه باشند.

—لحن بر محتوا: آن چیزی که یک فرد می‌گوید بر اساس محتوای مفهومی سمت و سویی دارد که باید در کل لحن حاکم بر بیان به گوش برسد. اگر فردی حرفی غم‌انگیز می‌گوید باید لحن کلی صدا و بیان به آن سمت هدایت شود و بالعکس اگر سخنی خوشحال کننده می‌گوید باید لحن حاکم بر بیان همانگونه باشد تا بتواند پیام را به درستی مخابره نماید.

—لحن بر صدا: صدای هر انسانی به شرط سلامت قابلیت تأثیرگذاری دارد به شرط آنکه لحن متناسب با آن صدا رعایت شده و همانگونه استفاده شود. هر انسانی با شناخت صدای خود و تقویت آن باید بتواند لحن همراه با جنس صدای خود را پیدا نموده و تلاش کند که اثرگذاری لازم را داشته باشد که در بخش بعدی در بحث صداسازی آگاهی بیشتری نسبت به این مقوله ایجاد خواهد شد.

یادمان باشد که رعایت لحن سبب ساز تصویر سازی ذهنی خواهد شد.

9. درفن تکلم باید به چند حیطه توجه کرد

1)تکلم با صرف حداقل انرژی: موقعی امکان‌پذیر است که ذهن روشن و قادر به استفاده از تمام ظرفیت خود بطور طبیعی باشد. این امر نیز هنگامی ممکن می‌گردد که هماهنگی موثری ما بین ذهن و آلت تکلم وجود داشته باشد و همچنین محیط و شرایط نسبت به ماهیت فکر مساعد باشد.

اگر تفکر روشن و پرقدرت باشد فکر بطور ساده و طبیعی به تکلم تبدیل می‌شود بدون اینکه با مقاومتی برخورد نماید. ولی در صورتی که فکر ضعیف باشد به انرژی بیشتری برای تقویت آن نیاز خواهد داشت تا به تکلم تبدیل گردد.

تکلم روشن که در پی تفکری روشن باشد نه تنها انرژی بسیار کمتری نیاز خواهد داشت بلکه تأثیر خوبی بجا گذارده و هدف گوینده را نیز برآورده خواهد کرد. از سوی دیگر سخنان، مبهم و طولانی و خسته‌کننده نخواهند بود. برای اینکه هماهنگی بین ذهن و آلت تکلم صورت گیرد بایستی ذهن روشن و نیرومند و نیز سلسله اعصاب کاملاً سالم بوده و قادر به انتقال تمامی نیروی ذهن به دنیای خارج باشد. تأثیر عوامل محیطی نیز عامل اصلی دیگری است. اگر محیط و شرایط نسبت به ماهیت فکر مساعد نباشند نیروی زیادی لازم است تا فکر به تکلم تبدیل گردد و حتی نیرویی بیشتر لازم است که از تبدیل آن به تکلم جلوگیری شود.

بنابراین فن تکلم با صرف انرژی در این است که، فقط افکاری اظهار شوند که در توافق با محیط و شرایط بوده باشند. یعنی: به اقتضای زمان صحبت کنید ـ در توافق با محیط صحبت کنید و بر حسب توانایی درک آن محیط ـ بر حسب خصوصیات خودتان سخن بگویید و تحت تأثیر انگیزه‌های آنی سخن نگویید.

اگر محیط و شرایط در آغاز در توافق با یک فکر خاص نباشند فن تکلم در این خواهد بود که کلماتی استفاده شود مناسب محیط و شرایط و سپس بتدریج منظور بیان گردد. اگر کسی خود را تحت فشار قرار دهد که طرز تکلم خود را بهبود بخشد و در این راه کلمات را یکایک بسنجد، چنین فردی دائماً در زحمت خواهد بود و رفتاری غیر طبیعی خواهد داشت.

2)تکلم صحیح: تکلم جنبه ظاهری فکر است. اساس تکلم صحیح تفکر صحیح می‌باشد. تکلم وسیله‌ی اظهار مکنونات قلب و ذهن است بنابراین برای اینکه تکلم سالم باشد باید قلب و ذهن هر دو در آرامش باشند. ادای یک کلمه کیفیت درونی فرد را آشکار می‌کند. نرمی سخن ماهیت قلب را مشخص نموده و منطقی بودن/ قوه تصور یا خلاقیت بیان، مرتبه پرورش ذهن را نشان می‌دهد. مرحله تکاملی یک فرد را می‌توان از یک کلمه‌ای که او ادا می‌کند سنجید. تکلم واسطه ظریفی است بین انسان و محیط او و این مطلب دارای اهمیت زیادی برای بهزیستی فرد و سالم بودن محیط می‌باشد. گرچه تکلم ادامه گسترش فکر است ولی انسان بایستی در فن تکلم بیشتر مراقب باشد تا در فن تفکر چرا که همه افکاری که به ذهن خطور می‌کند نیازی به بیان ندارند.

3)تکلم متناسب با محیط: فن تلکم در روشن و واضح فکر کردن و بیان این فکر به نحوی بی‌آلایش است. هر کس می‌تواند هر موقع که می‌خواهد سخن بگوید بشرطی که فکر او متناسب با موقعیت بوده باشد. بسیاری از مردم طبعاً صادقانه فکر می‌کنند و تصور می‌کنند که حقیقت گوئی  در این است که هرچه به فکرشان خطور می‌کند اظهار نمایند. این نحوه بیان ممکن است که حقیقت گویی باشد ولی برای شنوندگان نامطبوع بوده و ناموزونی حاصله‌ اثر آن حقیقت را تیره می‌‌کند.

4)تکلم مطبوع: طریقه فن تکلم این است که علاوه بر صادقانه بودن با کیفیت صحیح و نرم ادا گردد. تنها زمانی که فرایند سخن گفتن، طبیعی پیش روداین مهم دست خواهد داد. در این نوع تکلم بایستی ذهن و قلب را با محبت سرشار نمود و این حس مسرت و عاطفه پنهان در کلام بر تأثیرگذاری آن خواهد افزود.

5)تکلم پرقدرت: قدرت تکلم در پی فکر و دانش گوینده آن رخ خواهد داد. از این جهت هر چه فکر گوینده بلند و روشنتر باشد کلام او نیز با قدرت بیشتری بیان خواهد شد.

6)تکلم مفید: این تکلم بعد از گزینش افکار و در نظر داشتن موقعیت اتفاق خواهد افتاد.

7)تکلم به نحوی که گوینده از آثار محدود کننده کلام آزاد بماند

: فن آزادی کلام به مرتبه‌ی خودآگاهی فرد و تسلطش بر افکار به دست می‌آید به گونه‌ای که فرد آنچه را که صلاح می‌داند با فنی ظریف بیان کند بدون در نظر گرفتن محدود کننده‌ها.

ازهمین قلم منتشر شده است:

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت نزد موسسه سخنوران محفوظ می باشد .