آکادمی سخنوران

آموزش شیوه های اقناع

1-حقیقت سازی(شبه حقیقت): برای ساختن هر حقیقتی نیاز به منطق داریم. منطق یعنی؛"ساختن چهارچوب فکری" و نه علم منطق. حقیقت ذهن پذیرفته شده ی مخاطب است.

سخنور حرفه ای از این ذهنیات پذیرفته شده استفاده می کند.برای ساختن چهارچوبی که متصل به حقایق قبلی ست.سخنور از این دانسته ها  حقیقتی می سازذ که شاید با دانسته ی اصلی شما یکی باشد و شاید هم متصل به حقایق خودش باشد.

سخنور از منابع مورد وثوق تو و از سخنان افراد مورد پذیرش تو استفاده می کند برای ساختن حقیقتی جدید برای تو.

مخاطب ممکن است نسبت  به تشخص سخنور و یا کسانی که احساسات او را برانگیخته کردند تجربه منفی داشته باشد از این جهت حتی اگر در زمینه ی اندیشه حرفی هم برای زدن نداشته باشد اما با توجه به تجربیات گذشته اش می تواند تحلیل بهتری از سخنور امروزی داشته باشد.

امروزه با توجه به تشتت آرا،سخنور حرفه ای به ضرورت از هر سه روش اقناعی در یک سخنرانی بهره میبرد.

2-گفتار و بیان:روش جدیدی برای اقناع مخاطب.

در گذشته اقناع به این روش به دست قدرتمندان ادبی صورت می گرفته است.آن ها از علم بیان برای اقناع مخاطب استفاده می کردند و همیشه بین ادبیات و خطابه ی یک فرد فاصله وجود داشته که عملا خطابه را مستقل می دانستیم اما امروزه تغییر کرده و هر دو ارتباطی مستقیم دارند.

در گذشته هر متفکری لزوما سخنران نبوده اما امروزه هر متفکری باید بتواند در جمع سخن بگوید.

بیان را از دو منظر بررسی می کنیم:"علم بیان" که به چگونگی ساخت مفاهیم به بهترین شکل می پردازد و دیگری "فن بیان" که به چگونگی ارائه مفهوم به بهترین شکل پرداخت دارد.

امروزه فن بیان در حال پیشی گرفتن از علم بیان است و معمولا سخنرانی را با فن بیان اشتباه می گیرند.

اگر در فن بیان توانا باشید،احتمالا در اقناع هم موفق خواهید بود.

سخن در دو حالت مورد قبول مخاطب می باشد:

- مناسب با احوال مخاطب

-مناسب با احوال سخنور

هر اثر هنری برای مقبول شدن باید یکی از دو عنصر یاد شده را دارا باشد.

اگر نمی توانید از حال و هوای مخاطب بگویید،باید مطلب را به بهترین صورت ارائه کنید.اگر سخنور به یک شیوه ی ساختار مسلط باشد می تواند اقناع را به خوبی شکل دهد.

سخنرانی در شکل مهارت یا فن قائم به فرم و ساختار می شود و در شکل هنر قائم به تفکر هنرمند.

اگر سخنور ساختار را خوب بداند عملا سخنرانی شکل می گیرد اما زمانی زیباتر خواهد بود که فرم و ساختار جزئی از تفکر او شده باشد.هنرمند وابسته به تفکر است.

در فن بیان مهم نیست که چه می گویید فقط،باید خوب ارائه دهید اما،به عنوان یک هنرمند باید تفکر را در فرم جاری بسازید و تفکر بومی تو در اثر دیده شود.

شکل گیری قوه ی تخیل باعث هنرمندانه سخن گفتن می شود و برای هنرمند شدن با ید مهارت کسب کرد.

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت نزد موسسه سخنوران محفوظ می باشد .