آکادمی سخنوران

غلبه بر اضطراب اجتماعی

همانطور كه گفتيم بيشتر انسانها وقتي كه در مقابل عده‌ي زيادي مي‌ايستند و مي‌خواهند حرف بزنند به قدري دست‌و پاي خود را گم مي‌كنند و حواسشان پرت مي‌شود كه ديگر نمي‌توانند درست فكر كرده و آنچه را كه مي‌خواستند بگويند را نیز به خاطر بياورند و تلاش مي‌كنند كه در موقع سخن گفتن اعتماد به نفس داشته و به راحتي و بدون تشويش بایستند و افكارشان به خوبي بتواند كلامشان را هدايت كند و بالاخره بتوانند مقصود خود را به طور مؤثر در مقابل شنوندگان بيان كرده و آنها را متقاعد سازند. توليد اعتماد به نفس وجرأت براي سخن گفتن تنها در گرو تمرين مستمر و علاقه و جديت مي‌باشد. اين امر بر خلاف نظر برخي از افراد  است كه مي‌پندارند طبيعت، استعداد اين كار را فقط در عده‌ي كمي از مردم به وديعه گذاشته و سايرين از آن بي‌بهره‌اند.

هيچ دليلي وجود ندارد كه يك نفر در موقع عادي بتواند مدتي نشسته و يا ايستاده با دو يا چند نفر صحبت كند ولي نتواند در مقابل عده‌اي كه به منظور شنيدن سخنراني او جمع شده‌اند حرف بزند در حاليكه قاعدتاً بايد حضور جمعيت انسان  او را وادار به بهتر سخن گفتن نماید و حتي باعث افزايش كيفيت رفتاري و كلامي او گردد. سخنوران بزرگ همين عقيده را دارند و مي‌گويند حضور شنوندگان و افزايش جمعيت آنها را تحريك نموده و باعث مي‌شود كه فكرشان بهتر و دقيق‌تر كار كند. در حقيقت اضطراب در سخنراني، اضطرابي است كه اعتدال در آن مفيد اما افراط در آن مضر و بازدارنده است. اضطراب صحبت در جمع بخشي از هراس اجتماعي است كه شخص از انجام هر عملكردي در مقابل ديگران، مورد توجه قرار گرفتن، ملاقات با افراد مهم و يا ارتباط با ديگران رنج مي‌برد. هراس اجتماعي به مراتب چيزي فراتر از خجالتي بودن است. هراس اجتماعي باعث مي‌شود كه گاه فرد از شدت اضطراب حاكم بر خود «سكوت گزينشي» داشته باشد و حتي فعاليت‌هاي مورد علاقه خود را حذف كند. در حقيقت مسايل تربيتي، كمال‌گرایی و داشتن انتظارات و توقعات خاص از خود و مسايل و وضعيت جسمي و.... مي‌تواند سبب‌ساز هراس‌هاي اجتماعي و ايجاد اضطراب در انواع مختلف گردد. نكته‌ي مهم اين است كه براي اضطرابهايي از هر نوع مي‌توان دلايل مختلفي را مطرح نمود اما مهمترين عامل اضطراب نوع نگرش فرد به محيط و زندگي است. نگرش منفي بر رفتارهاي خود و عدم اطمينان و اينكه نمي‌دانيم اين رفتار مورد  تأييد قرار مي‌گيرد و يا آنكه سرزنش مي‌شويم باعث چنين مشكلاتي مي‌گردد. اين قبيل نگرشهاي منفي تمامي حركات را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد و زندگي آدمي را از مسير عادي و طبيعي خود خارج مي‌سازند و در نتيجه اين نوع شرايط حاصل مي‌گردد.

اين مسئله بسيار مهم است كه ما بدانيم بايد بتوانيم تغيير نگرشی ويژه ايجاد كنيم و در نهايت به آن مشكلي كه در همه‌ي ما وجود دارد غلبه كنيم.

مارك تواين يكي از سخنوران برجسته و مشهور دنيا مي‌گويد كه «دو نوع سخنران وجود دارد: كسي كه مي‌ترسد و كسي كه دروغ مي‌گويد» و يكي از كمدين‌هاي مشهور دنيا مي‌گويد كه «خيلي‌ها در مراسم تشييع جنازه ترجيح مي‌دهند در تابوت باشند ولي در مدح متوفّي سخنراني نكنند». بله همه‌ي اين سخنان و بسياري مطالب كه تا اينجا گفته شد حاكي از همان نگاه قبلي ما به اضطراب است كه يك مسئله‌ي منحصر به فرد نیست و مي‌توان با نگاهي پيشرو بر آن غلبه كرد و بايد با ايمان به خود و احساس اعتماد به نفس به اين مهم دست يافت.

محمد علي كلي بوكسور مسلمان مشهور جهان مي‌گويد: «فقدان ايمان است كه افراد را وادار مي‌كند از مواجهه با چالشها بترسند. من به خود ايمان دارم». بايد به خود و به آنچه مي‌تواند به ما كمك كند مومن بود و نبايد هميشه به دنبال پيدا نمودن راه حل در جاي ديگري بود. همه‌ي ترسها و بيم‌ها آموختني است، انسانها باترسها زاده نمي‌شوند و ترسها را رفته‌رفته مي‌آموزند. اصلي‌ترين بحث در اينجا شناخت است. آدمي هنگامي كه به هر پديده‌ايي بر‌مي‌خورد اگر آن را به خوبی نشناسد نمي‌تواند برخوردي مناسب و منطقي با آن داشته باشد و اصولاً دچار توهمات ناشي از عدم شناخت واقعي مي‌گردد. ترس ما از ناشناخته‌هاست. انسان از چيزي كه نمي‌شناسد از آن مي‌ترسد. مانند وقتي كه كسي وارد فضاي تاريك مي‌گردد از آن فضا مي‌هراسد و دلهره ونگراني در وي ايجاد مي‌شود.

نكته‌ي مهم اين است كه ما از تاريكي نيست كه مي‌هراسيم بلكه اين ترس ناشي از آن است كه وقتي جايي تاريك است، هيچ چيز بر ما معلوم نيست و نمي‌دانيم چه چيزي در آنجا وجود دارد و اصلاً چه چيزي در انتظار ماست. به همين دليل است كه وقتي نور ايجاد مي‌شود و مثلاً چراغي روشن مي‌گردد ترس ما يا از بين مي‌رود و يا اگر حتي از چيزي كه در آنجا مي‌بينيم و ترسناك هم كه باشد، بترسيم اين ترس منطقي است و اندازه‌ي خود آن پديده ترسناك است و نه كمتر يا بيشتر از خود آن چيز نمي‌ترسيم. در اينجا به شناخت در مورد مواردي چون اضطراب ، ترس، كمرويي و خجالت بايد پرداخت. همانطور كه گفته شد با ذهنيتي دقيق باید به اين موارد پرداخت و با شناخت هرچه بيشتر و يادگيری تكنيك‌هاي مؤثر در اين خصوص بر اساس نقاط ضعف و قوت خويش به اين قبيل موارد غلبه كنيم.

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت نزد موسسه سخنوران محفوظ می باشد .